close
تبلیغات در اینترنت
سلطان آسمان
loading...

دنیای بازی ها

به یادم دارم زمانی که برای اولین بار با سری Ace Combat آشنا شدم، به طرز باور نکردنی ای به سبک پرواز در بازی های کامپیوتری علاقه مند شدم. کنترل هواپیماهای جنگی ای که تا آن زمان تنها عکس یا مدل های آن ها را دیده بودم، باعث شده بود که همیشه آرزوی کنترل این هیولاهای پرنده را در سر داشته باشم. سری بازی های Ace Combat این کار را برای من انجام داد و من بی نهایت از آن ها لذت بردم. حتی در این نسل از کنسول های بازی که این سری چندان موفق ظاهر نشدند هم نسخه ششم آن را بارها بازی کردم و بعداً هم با تمام کمی و…

آخرين ارسال هاي انجمن

سلطان آسمان

به یادم دارم زمانی که برای اولین بار با سری Ace Combat آشنا شدم، به طرز باور نکردنی ای به سبک پرواز در بازی های کامپیوتری علاقه مند شدم. کنترل هواپیماهای جنگی ای که تا آن زمان تنها عکس یا مدل های آن ها را دیده بودم، باعث شده بود که همیشه آرزوی کنترل این هیولاهای پرنده را در سر داشته باشم. سری بازی های Ace Combat این کار را برای من انجام داد و من بی نهایت از آن ها لذت بردم. حتی در این نسل از کنسول های بازی که این سری چندان موفق ظاهر نشدند هم نسخه ششم آن را بارها بازی کردم و بعداً هم با تمام کمی و کاستی ها سری H.A.W.X را تجربه کردم. درست است که H.A.W.X عنوانی هیجان انگیزی بود، اما هیچ گاه جای سری Ace Combat  را نگرفت و من همچنان منتظر یک نسخه جدید از این عنوان محبوب بودم. حال پس از چند سال که از AC خبری نبود، کمپانی Namco Bandai با توپ پر نسخه جدید سری بازی های Ace Combat را راهی بازار کرده تا طرفداران این عنوان قدیمی، دوباره لذت پرواز را با Assault Horizon تجربه کنند.

 

داستان

یک داستان نظامی، برای اینکه هیجان انگیز و تقریباً نزدیک به واقعیت از کار دربیاید، نیاز به متخصصی در امور نظامی دارد تا با مشاوره هایش، داستان بازی را بهتر و زیباتر کند. در سری H.A.W.X تام کلنسی (Tom Clancy) به خوبی این کار را انجام داد و از نظر داستانی، این سری از بازی ها با روند خوبی مواجه شدند. حال Namco برای اینکه در Assault Horizon داستان خوبی را پیش روی بازیکنان قرار دهد از آقای جیم دفلیس (Jim DeFelice) استفاده کرد. یک نویسنده مشهور که داستان های پر فروشی در زمینه های نظامی و جاسوسی و مقالات زیادی در نشریه New York Times در همین زمینه منتشر کرده و از این نظر یک فرد بسیار خلاق به حساب می آید. برای اولین بار در این سری از بازی ها و کلاً بازی های سبک پرواز، بازیکنان کنترل خلبانی را بدست می گیرند که می توانند او را خارج از کابین خلبان هم کنترل کنند و کمی با زندگی شخصی و خصوصیات او آشنا شوند! نکته مهمی که باعث شده بازیکنان با خلبان بازی ارتباط بیشتری برقرار کنند.

Assault Horizon شما را در نقش سرهنگ ویلیام بیشاپ (William Bishop) قرار می دهد که رهبر گروه پروازی به نام Warwolf است. او و گروهش در بازی به تیم 108th Task Force مشهور هستند که یکی از بهترین و بزرگترین گروه های پرواز سازمان ملل به حساب می آیند. بازی در سال 2015 رخ می دهد و NATO و روسیه برای از بین بردن یک گروه نظامی آفریقایی به نام SRN، نیروهایشان را به شرق آفریقا می فرستند. نکته جالب اینجاست که این گروه توسط یک خلافکار روسی به نام بلاتونی (Blatoni) به وجود آمده است. گروه 108th Task Force در عملیات های مختلفی که انجام می دهند، متوجه می شوند که گروه SRN دارای سلاحی به نام Trinity است که قدرت یک بمب هسته ای را دارد.

در ادامه بازی نیز گروه 108 و بیشاپ با یکی دیگر از نظامیان گروه SRN که آندری مارکو (Andrei Markov) نام دارد، روبرو می شوند که یک خلبان فوق العاده است و کارهای او مشکل جدیدی را برای بیشاپ و گروهش به وجود می آورد. روند کلی بازی روی مارکو و گروه SRN است و بازیکنان با بیشاپ مأموریت های مختلفی را برای از بین بردن این گروه انجام می دهند. موضوع جالب اینجاست که بازیکنان واقعاً بازی را از دید بیشاپ دنبال می کنند و در اکثر لحظات بازی در نقش او قرار می گیرند. در برخی قسمت ها هم باید خود او را در پایگاه های نظامی کنترل کنید. نحوه صحنه پردازی ها و کارگردانی خوب بازی از همان صحنه های ابتدایی بازیکنان را مجذوب خودشان می کنند. بازی به شکلی طوفانی شروع می شود و پس از نمایش صحنه هایی فوق العاده تازه متوجه می شوید که در یکی از کابوس های بیشاپ بوده اید. وجود چنین مسائلی باعث شده که بازیکنان ارتباط بیشتری با شخصیت اصلی بازی برقرار کنند و خودشان را به خوبی در نقش او احساس کنند.

گرافیک

Assault Horizon از گرافیک خوبی برخوردار است. طراحی هواپیماها بسیار خوب است و برای این کار از چند ضلعی های (Polygon) زیادی استفاده شده تا آن ها بسیار زیبا به نظر برسند. طراحی داخل کابین هواپیما و جزئیات آن نیز در سطح بسیار خوبی قرار دارد. حس قرار داشتن در آسمان با گرافیک زیبا و ابرهای حجم دار، به خوبی به بازیکنان انتقال پیدا می کند. زمانی که از ارتفاعات به مواضع زمینی نگاه کنید، کیفیت خوبی را از محیط های زمینی مشاهده می کنید، اما زمانی که به آن ها نزدیک می شوید، کیفیت خود را از دست می دهند و دیگر آن زیبایی اولیه را ندارند. این موضوع بیشتر در مراحلی که با هلیکوپتر بازی می کنید، مشخص می شود.

محیط های بازی بسیار خالی به نظر می رسند و طراحی ساختمان ها و محیط های شهری چندان جالب نیست. اگر این موضوع در زمانی که تنها کنترل هواپیماها را به دست داشتید، دیده می شد، چندان مشکلی به وجود نمی آورد، چون در آن قسمت ها سرعت آنقدر زیاد است که محیط ها به خوبی دیده نمی شوند و در کل اهمیتی هم ندارد که کیفیت آن ها چندان بالا باشد. اما زمانی که با هلیکوپتر بازی را دنبال می کنید، موضوع فرق می کند. زاویه دوربین به زمین نزدیک می شود و نبردها کاملاً زمینی می شوند و اینجاست که بازیکنان با مناظر چندان زیبایی مواجه نمی شوند. سازندگان روی این موضوع توجه خاصی نکرده اند و این قسمت یکی از مشکلات بازی به حساب می آید.

از دیگر قسمت های جالب توجه بازی، جلوه های ویژه فوق العاه سینمایی آن است. انفجارهای بسیار خوب و تخریب پذیری های قابل قبول از نقاط قوت این عنوان به حساب می آیند. صحنه هایی که شاهد متلاشی شدن هواپیماها هستید، بسیار نفس گیر هستند و استودیوی Project Aces هواپیماهای منفجر شده را عالی طراحی کرده اند. تکه های هواپیماها به خوبی در هوا پخش می شوند و حتی خاکسترها و ذرات ریز آن ها روی شیشه کابین خلبان نیز پخش می شوند. وجود چنین قسمت هایی، نه تنها بازی را بسیار زیبا کرده، بلکه حالت سینمایی بازی را چند برابر کرده است.

از دیگر قسمت های جالب بازی این است که در این عنوان تنها در هوا حضور نخواهید داشت و برای مدتی کوتاه هم که شده در مراکز نظامی مختلف حضور پیدا می کنید و با شخصیت های دیگر بازی روبرو می شوید. شخصیت های بازی در سطح نسبتاً معقولی طراحی شده اند و بازیکنان با نمایش خوبی در این قسمت مواجه هستند. البته باید به این موضوع هم اشاره کرده که انیمیشن های آن ها چندان روان نیست و مشکلاتی هم در حرکات آن ها دیده می شود، اما به طور کلی می توان به این موضوع اشاره کرد که بازی قسمت های جدیدی از نظر گرافیک را در خودش جای داده که در هیچ عنوان پروازی دیده نشده بودند و این ریسک سازندگان جای تقدیر دارد. همین قسمت ها باعث شده که بازی دارای نوآوری و جذابیت خاصی باشد.

موسیقی/صداگذاری

موسیقی بازی بسیار جذاب است و در زمان مبارزه ها هیجان را چند برابر کرده است. موسیقی ها زمانی که با گیم پلی بازی ترکیب می شوند، روند بسیار خوبی را در بازی به وجود می آورند. استفاده از موسیقی هایی با ریتم های تند باعث زیبایی این قسمت شده است. افکت های صوتی، مانند صدای انفجارها و... نیز بسیار عالی از کار درآمده و هیجان لازم را به بازی منتقل می کنند. صداگذاری روی شخصیت های بازی نیز در سطح خوبی قرار دارد. دیالوگ هایی که برای بازی انتخاب شده اند نیز از قسمت های جالب توجه بازی هستند. به دلیل اینکه بازی به خصوصیات شخصیت های بازی می پردازد، دیالوگ ها نیز تنها برای به پایان رساندن مأموریت ها نیستند و اطلاعات خوبی از شخصیت های بازی به بازیکنان می دهند. البته مشکل این قسمت، عدم هماهنگی دقیق دیالوگ ها با حرکات دهان شخصیت های بازی است.

گیم پلی

بازی از گیم پلی بسیار هیجان انگیز و فوق العاده نفس گیری برخوردار است. یکی از قسمت های جدید بازی حالت Dogfight است که به نظر من یکی از جذاب ترین قسمت های بازی است و آن را از روند کلیشه ای سبک پرواز خارج کرده است. تا کنون در این سبک از بازی ها باید دشمن را دنبال می کردید و در زمان مناسب موشک ها را برای نابودی هدف، شلیک می کردید، اما در حالت Dogfight بازیکنان در فاصله ای بسیار نزدیک به هدف قرار می گیرند و در حالتی تعقیب و گریز مانند، باید هدف را از بین ببرید. در این حالت، بازی به شدت حالتی سینمایی به خود می گیرد و دوربین نیز در ایجاد این حس تأثیر زیادی داشته است.

عبور از میان ساختمان ها، پل ها و قسمت های مختلف که ممکن است به آن ها برخورد کنید، هیجان این بخش را چند برابر کرده است. در این قسمت ها باید از مهارت لایی کشیدن خوبی برخوردار باشید تا با موانع برخورد نکنید. زمانی که موفق می شوید هواپیمای دشمن را از بین ببرید، دوربین بازی، صحنه از بین رفتن آن هواپیما را به نمایش درمی آورد که بسیار عالی از کار درآمده است. یکی دیگر از قسمت های جالب بازی، این است که در برخی از قسمت ها که هواپیمای شما دچار صدمات زیادی شده، خلبان این امکان را پیدا می کند که از هواپیما Eject کند. در همان صحنه های ابتدایی بازی این صحنه ها را مشاهده خواهید کرد.

حتی در طول بازی شاهد این اتفاق برای دیگر هواپیما نیز خواهید بود. بازی در قسمت هایی که بازیکنان کنترل هواپیماهای جنگی را بدست دارند، بسیار عالی و هیجان انگیز است، اما زمانی که هلیکوپترها را کنترل می کنند، روند هیجان انگیز بازی با افت مواجه می شود. کنترل هلیکوپترها در ابتدا بسیار راحت به نظر می رسد، اما زمانی که وارد مبارزه ها می شوید با مشکلاتی روبرو می شوید. برای کنترل هلیکوپترها به دکمه های بیشتری نیاز است و روند بازی در این قسمت هم به شکلی است که باید هر چه سریعتر دشمنان را از بین ببرید و ثابت ماندن در آسمان باعث می شود که سریع از بین بروید. کنترل دوربین و ایجاد زاویه درست کمی در بازی دردسر درست می کند. تنوع مراحل بازی بسیار خوب است و بازیکنان با قسمت های مختلفی در طول بازی برخورد می کنند. مراحل مخفی-کاری که با هواپیماهای جاسوسی و بمب افکن صورت می گیرد نیز از قسمت های جالب توجه بازی است. تنوع هواپیماهای طراحی شده برای بازی بسیار بالا است و بازیکنان با هواپیماهای مختلفی روبرو می شوند که هدایت آن ها بسیار هیجان انگیز خواهد بود.

نتیجه گیری

بازی Ace Combat: Assault Horizon دارای نوآوری های زیادی در گیم پلی و داستان سرایی سبک پرواز است و شاید بیشتر نقدهایی که تا کنون به آن شده، بابت همین نوآوری ها و ریسک هایی باشد که سازندگان در این بازی به کار برده اند، اما در کل نباید از گیم پلی و داستان بسیار خوب بازی عبور کرد. قسمت هایی که از نقاط قوت این عنوان به حساب می آیند و روند بازی را دوست داشتنی کرده اند.

الیاس بازديد : 160 یکشنبه 1 آبان 1390 زمان : 20:9 نظرات ()
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبليغات

لينک دوستان